گاهی گریون... گاهی خندون

زین دو هزاران من ما ای عجبا من چه منم گوش بنه عربده را دست منه بر دهنم

گاهی گریون... گاهی خندون

زین دو هزاران من ما ای عجبا من چه منم گوش بنه عربده را دست منه بر دهنم

حسرت...

تا چندی پیش حسرت چیزهایی رو می خوردیم که در گذشته های دور بودند و الان نیستند...

حالا رسیدیم به اینجا که حسرت چیز هایی رو می خوریم که تا همین چند وقت پیش بودند و الان دیگه نیستند.

نظرات 10 + ارسال نظر
belladona شنبه 28 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 16:41

مثلا حسرت چی؟(سمایلی یه دختر چپرچلاق!)

دیونه یکشنبه 29 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 19:41 http://mymina.blogsky.com

نخور غم گذشته گذشته ها گذشته.



سر نمی زنی؟!

حاج علی دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:47 http://s-minimal.blogsky.com

راهش اینه که اصلا حسرت نخوری...
اولش حسرت گذشته دور رو می خوری،بعدش حسرت گذشته نزدیک رو،بعدش حسرت حال رو...و بعد هم حسرت آینده رو!!!
اینجوری تمام زندگیت باید حسرت بکشی...چرا؟
با هرچی که داری،سر کن...

الی سه‌شنبه 8 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 13:40 http://haghayeghh.blogfa.com

نیلوفر چهارشنبه 16 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 17:55 http://www.me-life.blogsky.com

دلم برات تنگ شده
زیاد نویس اینجا لطفن

الی یکشنبه 20 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 22:21 http://haghayeghh.blogfa.com

مسافر پنج‌شنبه 24 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 13:01 http://doncorleone.blogsky.com

و گاهی هم دیگه حسرت اون چیز رو نمیخوری چون جذابیت خودش رو از دست داده و یک موضوع دیگه پر رنگ تر شده
موافقی؟

حاج علی چهارشنبه 30 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 00:00 http://s-minimal.blogsky.com

کجاییی پس؟

belladona شنبه 3 دی‌ماه سال 1390 ساعت 00:45

سلام فرحان. خوبی پسر؟ چیکار می کنی؟ کجایی؟ چرا خبری ازت نیست کم پیدایی؟سایه ت سنگین شده مارو تحویل نمی گیری. خیلی گله دارم ازت بیا یه دست بگیریمت زیر فحش و لگد.باشه؟

belladona شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 23:12

ولی اینجوری رفتن نامردیه.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد